داستان طنز جهان بعد از مرگ!(همراه با عکس)


توی وان دراز کشیده بودم و با تکون دادن پاهام آب رو حرکت میدادم و سعی میکردم مثلا یه جورایی ورزش کنم که دوست دختر گرامی بنده در حمام رو باز کرد اومد تو!

گفتم باز یادم رفت زنگ رو درست کنم خیلی وقته خراب شده نه؟!

گفت بی مزه! خوب مگه من و تو برای هم نیستیم؟!!!تازه من دیدم سشوار بیرونه اونو برات آوردم! بشکنه این دست که نمک نداره!!و همینجور که حرف میزد سشوار رو زد به پریز برق

گفتم خوب مرسی عزیزم حالا میشه بری بیرون من یه ربع دیگه تر و تمیز در خدمت شما هستم!

گفت آره چرا که نه؟راستی یادته گفته بودی همه دخترا احمقن؟

گفتم آدم وقتی عصبانی میشه یه چیزی میگه!

گفت نه خوب راست گفتی خیلی از دخترا احمقن برا شما پسرا خرج میکنن خودشون و روحشون رو در اختیار شما قرار میدن بعد شما همه چیزشون رو که گرفتین با یه تیپا میندازینشون بیرون!اما بعضی هاشون هم احمق نیستن میدونی؟! بعضیاشون اهل انتقامن بعضیاشون نمیذارن راحت بپیچونیشون و بری سراغ یکی دیگه و بهشون بخندی!!!بعدش هم همینطور که داشت میرفت بیرون سشوار رو انداخت توی وان

و من حس کردم یک میلیون تا سوزن همزمان به تمام نقاط بدنم فرو کردن و بعد هم یه نور سفید دیدم که داره میاد به طرف من یا شایدم من داشتم میرفتم طرف اون نور

خلاصه بعد دیدم یه جایی هستم یه یارو شبیه این مردان آهنین دستم رو گرفته داره میبره!

گفتم جناب ببخشید اینجا الان کجاست؟

گفت خفه شو زر نزن راه بی افت!

گفتم بله حق با شماست چه کاریه من زر بزنم!

بعد یه خورده که رفتیم جلو پرتم کرد توی یه اتاق خیلی بزرگ

توی اتاق چند نفر نشسته بودن و چند نفر دیگه هم داشتن توی دهن اونایی نشسته بودن سرب داغ میریختن و یه نفر هم داشت با یه سطل پر سرب مذاب می اومد طرف من!گفتم ببخشید آقا اینجا جهنمه؟

گفت نه عزیزم اینجا لوس آنجلسه!خوب مگه کوری که جهنمه این سرب داغ رو هم برای شما دارم حاضر میکنم!حالا بشین رو سکو و دهنت رو باز کن!

گفتم حتما اشتباهی شده من آدم خوبی بودم خیلی کارای خوبی کردم یه بار جون یه بچه رو نجات دادم شما این نامه اعمالم رو بیارین نگاه کنین حتما اشتباهی شده!

گفت اون دیگه به من ربطی نداره باید با بچه های آی تی صحبت کنی من فعلا باید این سربو بریزم تو حلقت بعد همینطور که حرف میزد سرب رو خالی کرد توی دهن من!

گفتم جون مادرت نریز به خدا اشتباه شده این آی تی کجاست؟من اصلا جام اینجا نیست تو رو خدا گوش کن…

گفت اووه چقدر شلوغ میکنی مگه ایرانی نیستی؟تا حالا ایرانی به این سوسولی ندیده بودم!بعدش هم بقیه سرب رو خالی کرد تو حلقم و گفت خوب تا من میرم سطل بعدی رو برات حاضر کنم تو برو یه دوری این اطراف بزن اتاق آی تی هم همین بغله در سمت راستی!

بدو بدو رفتم اتاق آی تی گفتم من پویا فلان هستم این نامه اعمالم رو بدین حتما اشتباه شده من وقتی زنده بودم خیلی کارای خوبی انجام دادم

یکی گفت سلام پویا جان خوبی من وبلاگت رو میخونما بعضی وقتها چیزای خوبی مینویسی …بعدش هم یه برگ کاغذ داد بهم و گفت بیا اینم کل اعمالت!

گفتم چی میگی؟!!این کل اعمالمه؟!!

گفت آره چون ما اعمال خوبت رو با اعمال بدت ساده کردیم خلاصه همه با هم یر به یر شد فقط این عمل آخرت موند که برات رو کاغذ نوشتم

کاغذ رو نگاه کردم دیدم نوشته متوفی در حال حمام کردن بود تا بعد از حمام عمل قبیح زنا را انجام دهد!

گفتم آخه نامرد من که هنوز زنا که هیچی شنا هم نکرده بودم این چه وضعیه اینجا صاحاب نداره بعدشم عربده زدم خدااااااااااااااااااااااااااااا

یه هو یه پیرمرد درب و داغون از این کارتون خوابها اومد گفت چیه؟ چته داد میزنی؟

گفتم خدا تویی؟!!!

گفت آره منم تو هم اگر میلیارد میلیارد سال عمر کرده بودی و از همه چیزو و همه جا خبر داشتی و هیچ چیزی برات لذت بخش نبود و کلا لذت و درد و خوشحالی و ناراحتی برات تعریف نشده بود و هرگز هم مرگ نداشتی حال  و روزت بهتر از این نبود!

حالا بگو ببینم چرا عربده میزدی؟

گفتم این کاغذو ببین این درسته آخه؟ من هنوز کاری نکردم باید براش مجازات بشم؟

گفت خوب مگه نشنیدی میگن الاعمال بالنیات! یعنی هر کاری که نیتش رو بکنی مثل اینه که انجامش داده باشی تو داشتی حموم میکردی ولی نیتت این بود که بعدش بری ترتیب اون دختره قاتل رو بدی اونم دمش گرم خوب گذاشت تو کاسه ت!بعدش هم جناب خدا هرهر شروع کرد به خندیدن!

گفتم خوب من شنیده بودم اگر نیت کار خوب کنی برات نوشته میشه اما نیت کار بد کنی تا انجامش ندی نوشته نمیشه

جناب خدا گفت گه خورده هر کی گفته!!!من خدام میگم باید بری جهنم یه خورده دیگه جو رو متشنج کنی مدتی که باید توی جهنم باشی رو دوبرابر میکنم!

گفتم خدایا عزیزم منو یادت نمیاد من شبا قبل از خواب همیشه تو رو صدا میکردم همیشه باهات صحبت میکردم همیشه قربون صدقه ت میرفتم ازت میخواستم اوضاع رو بهتر کنی کلی باهات رفیق بودم یادت نمیاد؟!!

گفت آهان تو رو یادم اومد تو همونی هستی میگفتی نماز یعنی با خدا ارتباط برقرا کنی ولازم نیست رو به قبله واستی و عربی حرف بزنی!تو همونی درسته؟!

گفتم آره من همونم و تازه همونی هستم که سعی میکردم همه رو راهنمایی کنم که خدا رو دوست داشته باشن و حساب ادیان رو با خدا جدا کنن خرافات رو به خدا ربط ندن

بعد یه خورده فکر کرد گفت آره یادم اومد خوب حالا میبخشمت ولی یه وقت فکر نکنی یادم رفته وقتی توی تظاهرات میدیدی دارن زن و بچه مردم رو کتک میزنن یا وقتی توی بالاترین لینکای شکنجه و تجاوز و اعدام  زن و بچه و پیر و وجون رو میدیدی با خودت میگفتی خدا وجود نداره اگر وجود داشت این همه ظلم رو تحمل نمیکرد همه اینا رو هم یادمه ها!

بعد گفتم نه خدا جونم آدم یه موقع عصبانی میشه یه گه زیادی میخوره دیگه!! شما اگه وجود نداشتی که من الان اینجا نبودم!اصلا اگر خدا نبود این ستاره ها رو کی آفریده اگر شما نبودی خورشید و ماه تابان رو کی افریده کوها دشتها و دریاها و سوسکها و خرمگسا و خرگوشا و…

بعد خدا گفت اااه خفه شو دیگه چقدر زر میزنی اینو بندازین تو بهشت منتها چون قبل از مردنش میخواسته زنا کنه اول باید شصت تا شنا بره!!تا یه مدت هم حوری موری بهش ندین!

29 دیدگاه »

  1. 1
    maropele می‌گوید:

    قشنگ مینویسی …
    اگه مایل بودید برای تبادل لینک بفرمایید
    با سپاس

  2. 2
    maropele می‌گوید:

    شما به لینک های وبلاگم اضافه شدید
    در بخش رفقا میتونید اسم و لینک وبلاگتون رو مشاهده کنید ….
    امیدوارم تجربه خوبی کنار هم داشته باشیم
    ————————————————
    بارباپاپا:مرسی من هم لینکت کردم و امیدوارم بازم مطالب خوبی مثل داستان دهه شصتی ها بنویسی موفق باشی :)

  3. 3
    maropele می‌گوید:

    سلام
    ممنون از لینک کردن وبلاگم
    کاش اسممو از مبارزه ی سبز تا پیروزی به همون : (( ماروپله )) تغییر بدی
    ممنون میشم
    ————————–
    بارباپاپا:به ماروپله تغییر دادم ;)

  4. 4
    بی بی بی لب می‌گوید:

    mer300000000000
    ———————-
    بارباپاپا:خواهش :)

  5. 5
    پریسا می‌گوید:

    فوق العاده بود ، من نصفه شبی چقدر خندیدم
    دستاتون درد نکنه
    —————————————
    بارباپاپا:خوشحالم که خوشت اومده :)

  6. 6
    ه می‌گوید:

    خیلی بامزه بود مرسی
    —————————–
    بارباپاپا:قربان شما :)

  7. 7
    اشنا می‌گوید:

    حالا هی خدا و جهنم و بهشت رو مسخره کن
    ——————————-
    بارباپاپا:این متن یه شوخی با خدا و بهشت و جهنم تلقی میشه و مسخره کردن نیست

  8. 8
    الب می‌گوید:

    ….م تو ….ت با اين مزخرفاتت
    ——————————-
    بارباپاپا:بی ادب :(

  9. 9
    نقش و نگار می‌گوید:

    :) از طرز قتل خوشم امد یه جوری شبیه من بود دختره. منم این راه را انتخاب می کنم.
    ——————————–
    بارباپاپا:کوتاه بیایید بانو و یه راه دیگه انتخاب کنید :)

  10. 10
    دکتر حامد می‌گوید:

    واقعا متاسف برات که برای اینکه بکگند مثلا خیلی با نمکی به هر چیزی متوسل میشی.فکاهیت خوه اما طنز نداری.به قول معروف ذلقک خوبی هستی
    —————————————————————————–
    بارباپاپا:انقدر عصبی تایپ کردی که صد تا غلط تایپی داری :) آروم باش بعدش هم اگر میخوای بیشتر با افکار و طنز نداشته من آشنا بشی اینو بخون
    http://baarbaapaapaa.wordpress.com/2008/06/28/%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%BE%D8%A7%D9%BE%D8%A7-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D9%85/

  11. 11
    مهدی بنی هاشم (امام زمان) می‌گوید:

    پسرم خسته نباشی. چیزهایی که در مورد بهشت و جهنم نوشتی درست بود. ولی ناراحت نباش. من بزودی ظهور میکنم و خار و مادر هر چی ظالمه سرویس میکنم. تا دیدار در کنار چاه جمکران
    ارادتمند شما امام زمان (عج)
    ——————————————
    بارباپاپا: :)

  12. 12
    nimsooz می‌گوید:

    omidvaran beri jahanam hamoon khoda nimsooze dagho bokone too yejat

  13. 13
    بهنام می‌گوید:

    خیلی خندیدم؛مخصوصا به تصویری که از خدا تو داستانت ترسیم کرده بودی؛پاینده باشی
    —————————————–
    بارباپاپا:خوشحالم که خوشت اومده :) پاینده و پیروز باشی

  14. 14
    کاوه می‌گوید:

    با درود
    وای خدای من مردم از خنده….عالی کار کردی. هاهاهاهاهاها دمت گرم. عالی بود.
    خیلی باحالی
    —————————————–
    بارباپاپا:قربان شما :) پیروز باشی

  15. 15
    کاوه می‌گوید:

    ببین منو …میگم که اجازه هست من اینو توی فیس بوک بگذارم و همینطور به همه گروهم ایمیل کنم. یه چیز دیگه می تونیم تبادل پیوند کنیم؟
    راستی عکس خدا کرکر خنده بود
    عکس خدا رو پاره می کنی؟ هان؟ ای منافق. هاهاهاها
    ————————————————
    بارباپاپا:خوب من خوشحال میشم که دیگران هم این مطلب رو بخونن مرسی :) وبلاگت رو خوندم و لینکت کردم

  16. 16
    دکتر حامد می‌گوید:

    آره عصبی بودم.چون رو لعصابم رفتی.اینکه خط قرمزارو بشکونی ، اینکه به اعتقادات دیگران توهین کنی ف اینکه دیگرونو مسخره کنی اسمش طنز نیست عزیزم.استعداد طنز خوبه اما همش فکاهی میکنی.یکم مفهومه طنز بفهم و دربارش مطالعه کن خوبه برات
    ————————————————-
    بارباپاپا:اینی که میگی اعتقاد مگه اسم دیگه ش باور نیست؟چرا فکر میکنی باور مقدسه؟اصلا ب فرض محال که باشه من چه توهینی کردم؟من دارم اشکال باورها رو بزرگ میکنم،این کاریه که کاریکاتوریست میکنه مثلا اگر شما دماغت بزرگ باشه کاریکاتوریست دماغ شما رو چندین برابر بزرگتر میکشه و این توهین نیست این شوخیه حالا این شوخی میتونه هدف دار باشه مثل کاری که من میکنم و میتونه هم هدفش فقط شوخی باشه اما هیچ کدوم توهین نیست.
    در مورد مطالعه درباره طنز نوشتی :)
    هر لغتی معنی داره و این متن مصداق طنزه حالا اگر به مذاق شما خوش نمیاد بحث دیگه ایه
    معنی طنز:
    طَنز، هنری است که عدم تناسبات در عرصه‌های مختلف اجتماعی را که در ظاهر متناسب به نظر می‌رسند، نشان می‌دهد و این خود مایه خنده می‌شود. هنر طنزپرداز، کشف و بیان هنرمندانه و زیبایی‌شناختی عدم تناسب در این «متناسبات» است.

  17. 17
    دکتر حامد می‌گوید:

    اینکه مثلا من بیامیه دفعه بزنم تو گوش بابات جلوی چشم تو که پسرشی و بهش بگم این شوخیه به نظرن طنزه؟ اینکه با اینکارم چند نفر تو خیابون بخندند و ازش بلوتولوث درست کنند و بقیه هم بهش بخندند این مفهومش میشه شوخی و یه کار طنز.نه داداش تو یا منظوره منو درست نگرفتی یا خهودتو میزنی کوچه علی چپ.
    ——————————————————-
    بارباپاپا:شما الان عصبانی هستی داری قیاس مع‌الفارق میکنی،من نه در گوش کسی زدم و نه در حریم خصوصی کسی وارد شدم،تنها کار من بررسی باوری است «عمومی» که شما و خیلی های دیگر به اون باور حساسیت دارید و برای کم کردن این حساسیت این بررسی به زبان طنز صورت گرفته است.
    این جملات را دوباره بخوانید:
    گفت آره خدا منم تو هم اگر میلیارد میلیارد سال عمر کرده بودی و از همه چیزو و همه جا خبر داشتی و هیچ چیزی برات لذت بخش نبود و کلا لذت و درد و خوشحالی و ناراحتی برات تعریف نشده بود و هرگز هم مرگ نداشتی حال و روزت بهتر از این نبود!
    من در این جمله سعی دارم تعریفی که عموم مردم از «خدا» دارند را بررسی کنم و اگر عدم تناسبی وجود دارد آن عدم تناسب را بزرگ کنم.
    کاری که طناز و کاریکاتوریست انجام میدهد و اگر اینگونه نباشد دیگر تصویر کاریکاتور نیست و یک پرتره است و متن طنز نیست یک گزارش است.

  18. 18
    دکتر حامد می‌گوید:

    باور هر کس براش مقدسه.و تمسخر باور دیگرون یعنی توهین.مثلا تو برات مادرت با ارزشه اما این باورته و به باور خیلیا دیگه مادر زیاد ارزش نداره و به قولی شوخی ناموسی میکنند و فحش ننه بهم میدند و میخندن و حالا اونا بیان به تو فحش خوار و مادر بدند و بخندند میشه شوخی ؟ به نظرت این حق رو دارند به ناموست توهین کنند ه خاطر اینکه فقط باورشون با باور تو فرق داره.منطقی باش عزیز
    ——————————————————————–
    بارباپاپا:دیگران نظر من و شما را میخوانند و بگذار آنها قضاوت کنند کدام ما منطقی نیستیم
    من به زبان فارسی مینویسم ولی نمیدانم چرا شما متوجه نمیشوید
    من مادر محترم شما را مسخره نکردم به خواهر گرامی شما هم فحش ندادم من یک باور عمومی را نقد کردم
    خواهش میکنم توجه کنید باور عمومی
    پس شما هم اگر میخواهید باور عمومی را نقد کنید این را متوجه شوید خواهر و مادر و پدر و برادر و عمو و نوه و بردار زاده و دوست و همسایه و شوهر خاله و …. من باور عمومی نیستند!!!!
    برایتان مثال میزنم باور عمومی بسیاری از غربی ها این است Take it easy
    این میتواند نامتناسباتی داشته باشد شما میتوانید آن عدم تناسب را پیدا کنید و به آن بپردازید
    پس خواهش میکنم دو چیز را متوجه شوید حریم خصوصی تعریف مشخصی دارد و باورهای عمومی تعریف جداگانه.
    اگر میخواهید بحث معقول و مفیدی داشته باشید قبل از نوشتن و پست کردن کامنت خود را ارزیابی کنید و چند بار بخوانید چون خوانندگان فقط این نوشته را میبینند و طبق آن شما را قضاوت میکنند.

  19. 19
    دکتر حامد می‌گوید:

    ببین منم مطلب تو بولاگک در زمینه اون دنیا و خلقت آدم و حوا دار و از این قبیل متن های طنز.ولی اونارو بخون توشو اصلا توهینی نیست و حرفی نیست که با اعتقادات مردم کار داشته باشه.من الصا اشتباه میکنم اما شما که مثلا سنط نویسی نباید با شعور و عقاید مخاطبت احترام بذاری؟
    تو دقیقا یه شکل پیر مرد تعفن برانگیز رو گذاشتی بعد اسم خدا روش گذاشتی.چرا مقلطه میکنی.تو دقیقا داری با نوشته هات توهین میکنی.داستان تو دقیقا مثل داستان اون 2تا پیشگو هستش که میخوان خواب پادشاه رو تعبیر کنند.
    اولی میگه اولیا معنی این خواب این هستش که تمام اطرافیان شما میمیرند و دومی میگه اولیا حضرتا تعبیر خواب شما اینست که شما نسبت ه اطرافیانتان عمر طولانی تری خواهید داشت. که پادشاه سر اولی رو قطع میکنه و دومیو 1000سکه میده.تویی که طنز نویسی باید گزینه دومی باشه.یعنی هم طنز داشته باشی و هم مثبت باشه نوشته هات و اگه انتقادی هم هعست باید جوری اشه که کسی بهش بر نخوره و حتی مثبت برداشت کنه
    ———————————————————-
    بارباپاپا:گرامی باور مردم از خدا این تصویر را برای یک انسانبی طرف(توجه کن بی طرف نه خدا باور) میسازد.خدایی که میلیاردها ساله زنده س خدایی که مرد هست خدایی که میکشد و میسوزاند و مهربان هست خدایی که در همه جا وجود دارد و هزاران مشخصه ضد و نقیض دیگر دارد و بازهم میگویم من نقادم یا باید بگویم این چه خدایی است که اینجور است و فریاد بزنم و بیرحمانه بنویسم یا باید با زبان طنز حرف بزنم و فقط به اشاره ای بسنده کنم که آن اشاره من همین تصویر است که شما خوشت نیامده
    پس بدان وقتی فریاد نمیزنم و کاری که دیگران میکنند را نمیکنم تمام سعیم این است که مراعات کنم
    برای مثال شما بگو تا من هم بدانم،اگر بخواهی باور چنین خدایی را نقد کنی چه میگویی؟یک پیرمرد زیبا میکشی که مهربانی از چهره اش نمایان است؟!!خوب اینکه نقد نیست تملق است.
    خواهش میکنم خودت را جای من بگذار و سعی کن باورها را نقد کنی و به قول خودت توهین نکنی،آخرش میشود این که هر چه بگویی توهین است چون نقد باورها یعنی توهین چون سوال در مورد مقدسات یعنی توهین و هر کاری جز تائید کنی توهین است هر قدر نرم باشد مثل این مطلب من هر قدر خنده دار باشد هر چه باشد کسانی پیدا خواهند شد که به خاطر تعصبشان دوست دارند تکه تکه ات کنند.پس یا باید ساکت باشی یا تملق بگویی یا مثل من اشاره وار مطلبت را بگویی ولی منتقد باشی.

  20. 20
    dm می‌گوید:

    baba k.. nagoo dr hamed ta amsale to hastand in bavaraye k.. darand halo rooze ma ine khob tanz neveshte dige hatman baayd….? be to che rabty dare hal kard einjori neveshte
    —————————————–
    بارباپاپا:گرامی خواهش میکنم مراعات یکدیگر را کنیم و سعی کنیم یکدیگر را درک کنیم و توهین نکنیم(متاسفانه قسمتهایی از نوشته شما حذف شد)

  21. 21
    احسان می‌گوید:

    خطاب به دکتر حامد … دکتر عزیز این مطالب مصداق بی احترامی نیست … تازه خود ادیان هم هر وقت میومدن دینهای قبل از خودشون رو نقد میکردن مگه ابراهیم به خدایان ادیان قبل از خودش حمله نمیکنه مگه ماه و خورشید و بتها رو نقد نمیکنه بتها رو که حتی میشکنه … خوب اون موقع هم خیلی ها طرفدار اون عقاید بودن پس چرا ابراهیم حق داشته بگه خدایی رو که طلوع و غروب میکنه دوست ندارم و نمی پرستم ولی الان کسی حق نداره بگه مثلا خدایی رو که سنگسار میکنه دوست ندارم یا غیره … البته واسه اطلاعت بگم من خودم از معتقدین به خدا هستم ولی هیچ توهینی تو این مطالب ندیدم به نظر من خدای من هم توهینی تو این مطالب نخواهد یافت
    اما خطاب به جناب بارباپاپای عزیز … اگر کسی خدا رو یک پیرمرد زیبا میکشه که مهربانی از چهره اش نمایان است این تملق نیست بلکه میتونه کاملا نظر اون شخص باشه و اون دنیا رو اونطوری میبینه
    ————————————————————
    بارباپاپا:سلام فکر کنم سوئ‌تفاهمی شده و من با نظر شما کاملا موافقم و من عرض کردم اگر من که ادعای نقد باور عمومی راجع به خدا رو دارم خدایی ترسیم کنم که ظاهری زیبا و مهربان دارد دچار تملق شده ام.
    در کل منظور من این است که کسی که ادعای نقد دارد یا باید نقد چالشی کند یا به اشاره ای بسنده کند و اگر هیچ کدام این دوکار را نکند نقاد نیست و اگر برعکس رفتار کند متملق است.برای مثال من به عنوان یک عضو جنبش سبز در وبلاگم از خامنه ای تعریف و تمجید کنم!خوب این اسمی جز تملق ندارد.اما اگر شخصی که ارادتمند اوست در وبلاگش او را بستاید دیگر تملق نیست و نظر شخصی است حالا جدای از اینکه درست است یا غلط اما تملق نیست.

  22. 22
    XY می‌گوید:

    دوست من،به دنبال خدای زنده باش.
    ——————————
    بارباپاپا:آدم ها موجودات پیچیده ای هستند و به راحتی نمیشه فهمید چی توی کله‌ی اونها میگذره!

  23. 23
    حسین مسلمی نائینی می‌گوید:

    سلام دوست عزیز . مطالب خوبی بود . اما یادت باشد که دکتر می گوید خدایا عقیده ام را از عقده ام مصون بدار . باور کن اینها که در قالب طنز بیان کردی عقده ای بیش نیست . عقده ای که بازتاب از شرایط روز جامعه ما دارد . راستی این حرف را یادت هست که می گوید بجای اینکه بر تاریکی لعنت بفرستید ؛ شمعمی روشن کنید ؟ اصلا پایدار بودن جامعه ای که تو اینکه به اصطلاح در قالب طنز به نقدآن نشسته ای از برکت نوشته های بیمار تو و امثال تو است . و گرنه بدان که روشنگری اصیل در هر شرایطی اثر خودش را خواهد گذاشت . دوست عزیز مشکل من و تو و همه ئ بخصوص ایرانی ها این است که بجای اینکه بیشتر تفکر کنیم ؛ بیشتر حرف می زنیم و این دقیقا به نفع جامعه ئ مصیبت بار امروز ماست و می بینی که همه ئ این ظلمها تحت عنوان مذهب و اسلام صورت می گیرد . ولی وقتی تو و امثال تو درست در این مورد روشنگری نمی کنند ؛ این به تثبیت حاکمیت آنها بیشتر از پیش کمک می کند . موفق باشی . راستی بیخود نیست که می گویند یه لحظه تفکر به هزار عبادت برابری می کند . بهتر است روی این جمله کمی تعمق کنیم . ما اکثرا مملکت عقده ایم نه عقیده .
    ———————————————————–
    بارباپاپا:اگر مطلب خوب بود پس چرا اینهمه توهین میکنی؟!!مرد حسابی اول تکلیفت رو با خودت روشن کن!!مثل این است که من بگویم ممنون بابت این کامنت زیبایتان اما حیف که آدم سطحی نگر و روان پریش و عقده ای هستید!که من این را نمیگویم چون با توهین به جایی نمیرسیماما جواب کامنت شما را نه برای شما بلکه برای خوانندگان این وبلاگ مینویسم:
    در جامعه ی ما مردم به خاطر باورهایشان مورد سوئ استفاده قرار میگیرند،از رمال و جنگیر و اینها گرفته تا حکومت و دولت و هر کسی هوشی داشته باشد و وجدانی نداشته باشد
    پس باید باورهایمان را بررسی کنیم و باورهای غلطمان را دور بریزیم.
    برای گسترش این تفکر نیاز به رسانه داریم و ما رسانه ای نداریم و رسانه در دست خرافه پرستان حکومت است.
    کسانی که بقایشان به ناآگاهی جامعه وصل است.
    اما میشود امیدوار بود و از رسانه ی کوچکمان یعنی همین وبلاگ فسقلی استفاده کرد
    پس من مینویسم هر چند نوشتن من تنها برایم فحش خواهر و مادر و کامنت هایی نظیر کامنت بالا در بر داشته باشد.
    مینویسم شاید روزی انسانی که هنوز اسیر تعصب کور نبود نوشته ی من برایش علامت سوالی شود و بگردد به دنبال جواب.
    مینویسم و امیدوارم به نسل فردا.

  24. 24
    پلاریس می‌گوید:

    بامزه بود، خیلی شیطون بودیا، شانس آوردی همه یر به یر شده بود ;)
    ———————-
    بارباپاپا: :D

  25. 25
    mehran می‌گوید:

    مطالبتون زیبا بود،
    به نظر بنده فقط یه سری الفاظ رکیک در وبلاگتون که البته از کامنت های دوستان هست رو حذف میکردید بهتر میشد.

  26. 26
    سمیه می‌گوید:

    با سلام
    دوست عزیز قلم خوبی دارید اما کاش درباره چیزی که مینوشتید کمی بیشتر تحقیق میکردید
    خواهشی که دارم با مقدسات شوخی نکنید
    یا حق

    • 27
      سمیه می‌گوید:

      و یک خواهش دیگه
      خدا بزرگتر از اونه که بخواید اینطور تمسخر کنید.لطفا اون تصویر رو بردارید

  27. 28
    dardesar می‌گوید:

    خیلی جالب بود،از داستان کلی لذت بردم اما خیلی از کامنتا حالمو گرفت ، من فکر میکردم خدا خیلی بزرگتر از اونی باشه که با یه عکس یا نوشته یه داستان بهش توهین بشه ( شایدم خدا خیلی ناراحت شده و به بعضیا وکالت داده که به نمایندگی اینجا از حقش دفاع کنن ) ،اینکه میگم کاملا نظر شخصیمه و نیازی به تایید یا تکذیبش ندارم اما به برخی از حضار پیشنهاد میکنم دنبال یه خدای باحال تر بگردن که جنبه شوخی ، طنز ، متلک یا هرچی که شماها اسمشو میزارین داشته باشه،راستی مواظب خداتونم باشین یهو دیدی افتاد شکست

  28. 29
    کویری می‌گوید:

    بامزه بود. اوه اوه عجب بحثی بوده با دکتر حامد. ترکوندین. بابا ما ایرانیا اصلن تحمل نداریم چرا؟ خب حالا یکی یه چیزی گفت نوشت شوخیه شوخی نیست . تو گوش کن. حتمن که نباید جواب بدیم که چرا این چرا اون.. می دونی ادما راحت بر ارکیه خدا تکیه می زنن. داستان شبان و موسی رو هم یاد نمی گیریم.


خوراک آراس‌اس برای این ورودی

کامنت دونی

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s